روزنوشت:

بهمن

19

احقاق حق  
     اين روزها شايد بتوان گفت شايعه اي بدجوري حال و هواي مدارس شهر را به خود مشغول ساخته است، حرف و  حديث هاي زيادي پيرامون بروز اشتباه فاحش در صدور احكام فرهنگيان از تاريخ 1/1  به گوش مي رسد ، اشتباهي كه عمد يا غير عمد خيلي از فرهنگيان را از حقوق مسلم خود محروم ساخته است و اكنون كه كارگزيني محترم درجهت رفع آن كوشيده است ، ظاهرا سازمان به بهانه عدم توان بازپرداخت معوقات فرهنگيان از صدور احكام جديد جلوگيري كرده است.
1- اگر حق فرهنگيان شهرستان است كه آقاي طاهر زاده وظيفه خود بداند و در راستاي احقاق آن تلاش كند.
2- سازمان به چه حقي فرهنگيان اردكان را از حقوق حقه خود محروم مي سازد .
3- آيا با نواحي 1و2 و مناطق هم اينگونه رفتار شده است .
4- چه كسي مسئول پاسخگويي به اشتباه صورت گرفته است.
 
و سوال ديگر :
      ظاهرا چند شب پيش رئيس سازمان آموزش و پرورش استان به عنوان بازديد از كانون امام ديداري داشته اند و به كاركنان آنجا نفري 200000 ريال بن داده اند. اين بذل و بخشش ها در چه راستا و با چه انگيزه اي انجام شده است. اگر قصد تشويق بوده ، فعالين زيادي در عرصه هاي ديگر آموزش و پرورش در حال تلاشند و اگر رديف خاصي براي اين امور وجود دارد كه؟؟؟؟؟
 
********************
و اينهم يك خبر جالب سياسي ، قضاوت با خود شما
 
 
 


بهمن

18

شب پرحاشيه  
ديشب به همت اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي اردكان  ، هم انديشي نخبگان فرهنگ و هنر در محل آمفي تائتر فرهنگسراي مرحوم خاتمي (ره) برگزار شد. هرچند به رسم همه جلسات اين جلسه نيز با تاخير نسبتا زياد همراه بود و هنوز مدعوين حاضر به رعايت نظم نيستند اما آنقدر طول كشيد تا شبي به ياد ماندني باشد.
سواي حضور جمع كثيري از مسئولين شهر كه بايد حضورشان را به فال نيك گرفت ، غيبت مدير كل ارشاد استان و معاونينش در جلسه ( البته آقاي اسعدي معاونت مالي ايشان بعدا به جمع ملحق شدند) كمي براي اهل هنر اردكان ناخوشايند بود.
جلسه بر محور درد دل ها و انتقاد هاي هنردوستان و هنرمندان اردكاني بنا شده بود و مسئولين بيشتر شنونده ، دلمويه هاي زيادي گفته شد وبي شك خيلي خا در گلو ماند.
 
@@ تشكيل صندوق حمايت از هنرمندان
@@انتقاد از برخي نابساماني ها فرهنگي شهر
@@ گلايه از بي فرماندار، معاون فرماندار و بخشدار بودن اردكان
@@درد دل هاي انجمن چهار سوق
@@ گلايه هاي دوستان اهل موسيقي
@@راه اندازي كانون نويسندگان
@@فضاي وب و توقعات وب نويسان اردكاني
 
و...
شايد اهم صحبت هاي بچه هاي هنردوست اردكاني بود ، اما وقتي نوبت به حاج آقاي ديداري رسيد ، ايشان هم درد دل هاي خودشان را از هنر و اهل آن در اردكان تقريبا بي پرده بيان داشتند.
امام جمعه اردكان تاكيد بر ارائه كار نو ، پرهيز از هرگونه ابرازحس ناسيوناليستي و تقويت صبغه معرفت ديني در كارها را خواستار شدند.
ظاهرا حرفهاي امام جمعه به مذاق برخي در آن جمع خوش نيامد كه حاشيه هاي ديشب از اصل مراسم بيشتر شد. حاشيه هايي كه به انتقاد صريح از مواضع حاج آقاي ديداري در خصوص اردكان و تاكيد بر اردكاني بودن موجب شدو حتي يكي از هنرمندان هنگام خروج ايشان از تالار دقايقي خصوصي با ايشان صحبت نمودند كه صد البته حاج آقاي ديداري در زمينه كم كاري فرهنگي ، اول خود را مقصر دانستند و با روي باز قول  ملاقاتي در اين خصوص را به هنرمند منتقد دادند.
خيلي ها در جمع ديشب توقع داشتند امام جمعه اشاره اي به ديگر ارگانهاي متولي شهر نظير سازمان تبليغات ويا ... نمايد كه آيا در فرهنگ سازي نظر ايشان را تامين كرده اند يا خير؟؟؟
هرچند مجمع ديشب با سخنان خوب آقاي اسعدي معاونت اداره كل ارشاد كه كوشيد تا خود را شهروند اردكاني معرفي كند تا يك ميبدي اصيل ، پايان يافت اما بي شك چيز قابل اشاره اي دستگير اهل هنر اردكان نشد.
 
@@ ضمنا در اين مراسم با اهداي لوح تقدير و هديه از خدماتو حمايت هاي  امام جمعه محترم و آقاي رزم آور رئيس شوراي اسلامي شهرستان در زمينه   هنر  تقدير به عمل آمد.
 
 
 
 


بهمن

15

كدام سيمرغ كدام بلورين؟  
     در قداست هنر شكي نيست اما به راستي جشنواره فيلم فجر كدام مسير را به درست يا اشتباه پيش گرفته است. جشنواره اي كه به نام مقدس فجر بر پرده هاي سينما مي افتد و ساختارهاي ارزشي نظام را به راحتي مي شكند.
     سري به سايت هاي خبري زده تا به خوبي احساس شود كه اينگونه جشنواره ها با اين همه هزينه هاي گزاف هيچ كمترين كمك را به هنر هفتم اين آب و خاك نكرده است. كمك كه نكرده هيچ ، داد مراجع را هم درآورده است. جشنواره اي كه مشاوررياست محترم جمهور مجبور مي شود آن اظهار نظر ها را در مورد حجاب افاضه فرمايند و يا مجري برنامه به نفع خود راي هيئت داوران را عوض كرده وبه نفع فيلم خود حرف بزند!!!!!! و يا فيلمي به خاطر شعار به نفع مجمع تشخصي مصلحت نظام از بخش داوري حذف مي شود.
     آيا واقعا ارزش دارد كه برخي براي دادن پز فراجناحي عمل كردن فيلم هايي را رفع توقيف كنند كه خود توقيف كرده بودند؟
    سوال اساسي اين جاست ؛ سينماي كنوني ايران به راستي تا چه ميزان بيانگر واقعيت ملموس جامعه ايراني است ، تا چه ميزان آزادي عقيده ، گفتار و عمل دارد، و يا از همه مهمتر تا چه ميزان در ارزش گذاري جامعه نقش موثر ايفا مي كند.  اگر حوصله خواندن داريد ، مستندات اين روزنوشت را دنبال كنيد.
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 


بهمن

14

غرور ملي  
    بي شك هر ايراني امروز وقتي اخبار موفقيت دانشمندان جوان كشورش را در زمينه هوا و فضا شنيد، به غرور ملي خود افتخار مي كند.
    راهيابي به جمع كشورهاي بالا نشين دنيا در زمينه مخابرات و پا گذاشتن به عرصه پر حرف و حديث فضا ، دريچه اي است به روزهاي طلايي طلوع علم و دانش در اين سرزمين.
     كاش هر روز جهش هاي علمي كشورمان را به رخ هم مي كشيديم و بي صبرانه دست هم را فارغ از همه كدورت هاي دنيوي براي ساختن ايراني آباد مي فشرديم.
     شايد 22 بهمن امسال ، فرصت خوبي براي شروع مجدد باشد.
انشاء الله
 
 


بهمن

13

شوخي يا جدي  
 
تصویر نماد شیطان‌پرست‌ها در کتاب فارسی!
 
       به خوبي به ياد دارم وقتي پارسال بروشور معرفي و نحوه آشنا كردن دانش آموزان و همكاران با فعاليت ها و علائم
فرقه شيطان پرستي را براي ارسال به مدارس اردكان تحويل آقاي افخمي مسئول حراست دادم ايشان به بهانه اينكه اينها در اردكان شناخته شده نمي باشد و نيازي به آگاهي نسل جوان نيست ، از ارسال به مدارس خود داري كرد، اما اكنون در كتب درسي ما نمادهاي اين فرقه به خوبي رويت شده است . ( اينجا)
      اين روزها مسيحيت ، بهائيت ،شيطان پرستي و... سخت به انتظار بلعيدن جوانان ما نشسته است و ما وظيفه اي جز روشنگري نداريم.
     ما در برابر نسل جواني كه به دلايل مختلف متاسفانه انگيزه هاي گرايش به اين گروه ها را نيز در خود احساس مي كند مسئوليم .
      از همه فرهنگيان عزيزي كه خواننده اين سطور هستند خواهش مي كنم ، در بيداري نسل جوان ، كوشا باشند.
 
 


بهمن

12

بوي گل و سوسن و...  
    هشت سالم بود كه به خوبي به ياد دارم ، در يك صبح فراموش نشدني  همسايه ها همه در خانه پدري ما جمع شده بودند تا تاريخي ترين فرود يك هواپيما را ببينند.
    آن روزها مثل حالا همه تلويزيون نداشتند ، اما دلي به صد مهرباني و طراوت حالا داشتند، آري ، ساعت نه و سي و سه دقيقه بود كه امام قدم بر خاك اين سرزمين گذاشتند.
    هرچند هنر تاريخ گذشتن است اما نقش خاطره ها همچنان مي مانند و اكنون در 31 بهار انقلاب بيش از هر زمان ديگر به همدلي نيازمنديم. هرچند حقير به شخصه براي اين انقلاب هيچ كاري نكرده ام اما معتقدم كه تنها و تنها وحدت مي تواند مثل دهه 50 و 60 رمز موفقيت ما باشد.
    البته همين روزها مشاورين عزيزي هم پيدا ميشوند كه بر خلاف نص صريح مقام معظم رهبري تشنج آفريني كرده و در عصري كه همه صاحب نظر در دين مي شوند ، اين حضرات هم دهانشان به استفتاء باز شده است. در جامعه اي كه كم كم اينترنت هم ازآن رخت بر مي بندد تا در شهري مثل اردكان غزل خداحافظي آن  به گوش برسد ، خواندن  اين اخبار آنهم در چنين ايامي و ازهمه مهتر از طرف چنين كساني ((((( كمي تا قسمتي شرم آور ))))) است.
 شما هم خواننده  اين خبر باشيد.
 
 
 


بهمن

10

بيمارستان ضيايي ميبد  
     ديشب چند ساعتي  به جرم مريضي فرزندم مهمان زحمتكشان بيمارستان ضيايي بودم. در اين فاصله پاي صحبت يكي ازدوستانم در بيمارستان نشستم كه دل پري از سيستم مديريت بيمارستان چه از سطوح پايين تا سطح عالي دانشگاه علوم پزشكي يزد داشت. ظاهرا مسئولين دانشگاه چندان روي خوشي با اين بيمارستان تازه تاسيس ندارند.
    دخالت هاي به ظاهر قومي در استخدام نيروهاي بيمارستان كار را به جايي رسانده است كه برخي سربرگ هاي بيمارستان را به نفع شهرستان همجوار تغيير مي دهند.
    انشاء الله توسعه روابط انساني موجب ايجاد دلگرمي هرچه بيشتر ميان كادر زحمت كش بيمارستان و پزشكان شريف شده و موجبات ماندگاري هرچه بيشتر آنان را فراهم آورد.
 
 


بهمن

7

خرد جمعي  

     هرچند اين سالها همه به حركات شتاب زده و خلق الساعه از طرف مسئولين عادت كرده اند و تقريبا ديگر كسي حساسيت زيادي روي اين گونه اتفاقات ندارد اما به نظرم بستر آموزش و پرورش بايد امان ازاين شتابزدگي ها در تصميم باشد.  ظاهرا ديروز حوالي ساعت نه صبح بوده است كه به مديران مراكز پيش دانشگاهي اطلاع داده اند كه سومين مرحله آزمون كنكور آزمايشي دانش آموزان پيش دانشگاهي در محل مصلي امام خميني (ره) برگزار مي گردد.

    سواي اينكه آيا از نظر شرعي حضور برخي از آقايان وبويژه  خانمها خالي از اشكال هست يا نيست ، انتخاب اين چنين محل هايي آنهم بدون اطلاع مديران مراكز پيش دانشگاهي و يا لااقل نماينده مديران فاقد وجاهت عقلاني مي باشد.

     جناب آقاي طاهرزاده كه به وجود كارگروهي براي رصد امور كنكور در اردكان اذعان دارند ، خواهشا به اين سوال پاسخ دهند كه آيا اين تصميم شتاب زده با هماهنگي اعضاء آن كارگروه انجام شده است و يا خداي ناكرده باز رگه هايي از انحصار در تصميم گيري مشهود است.

      كنكور پيچيده ترين فرايند آموزشي در آموزش و پرورش است و بي شك خرد جمعي مي تواند ره گشاي بسياري از تبعات روحي و  رواني آن باشد.

در پايان جا دارد از همه عزيزاني كه عليرغم ضيق وقت ، با تمام تلاش مصلي را آماده كردند تشكر شود.  از مديران  و معاونين مراكز پيش دانشگاهي گرفته تا خدمتگزاران زحمتكشي كه حمل قريب به 400 صندلي را به عهده گرفته و يك شبه طبقه دوم را نورافشاني كردند.

 
براي ديدن تصاويري ازاين كنكور كليك نمائيد.
 
 
 
 

تصوير چهارم

 

 
 


بهمن

6

مافياي ورزش  
    روزگاري رياست محترم جمهور قاطعانه از كندن ريشه هاي مافيا در ايران سخن مي گفت ، البته اوايل برايش فرقي نمي كرد كه اين مافيا در كجا نهفته باشد. وزارت نفت باشد يا .... اما اين روزها كه علي حسيني لب به سخن گشوده است ، پهلوان پنبه ايراني بدجوري تنش لرزيده است. شايد همه افتخاراتش هوا رفته و همچنانكه قبلا نوشته بودم مردم دوباره بدانند كه جهان پهلوان يكي است و آنهم  مرحوم تختي .
     همه اين وقايع اگر درست باشد( كه انشاء الله همه اش كذب است و مداركش موجود) در زمان رياست كسي بر ورزش ايران رخ داده است كه  نتايج خفت باردوران حكومتش بر ورزش بر همه عيان است.
آقاي رئيس جمهور:
     شما كه گاهي در نقش مدعي العموم ظاهر مي شويد خواهشا اين بار نيز لباس دفاع از حقوق ورزش ايران را پوشيده و پاي در عرصه بگذاريد. بي شك اين مافياي خفته جز به همت عالي شما نابود نخواهد شد.
افشاگري حسيني را اينجا بخوانيد.
 
 


بهمن

4

آري يا خير  
    متاسفانه معمولا عادت داريم كه همچون كبكي سرمان را در زير برف غفلت پنهان كنيم تا روزي شكار باز هوايي شويم. بازي كه گاهي جبران مافاتش ، به قيمت بازسازي نسلي تمام مي شود.
    چند روز پيش كه در خبرها از قول وزير محترم آموزش و پرورش آماري از دانش آموزان معتاد عرضه شد ، شايد كمتر كسي به عمق فاجعه مي انديشيد.
     تعداد 30 هزار معتاد دانش آموز، رقم قابل تاملي است كه صد البته آمار معتادين رسمي و ثبت شده مي باشد وگرنه آمار شايد بيشتر از اين هم باشد.
    آموزش و پرورش هر كشوري هرچند به تنهايي در ساختن نسلي موفق نيست اما بار اصلي را به دوش مي كشد. باري كه كم توجهي به ان به قيمت از دست دادن نسلي تمام مي شود.
    حقير دقيقا از برنامه هاي پيشگيري در آموزش و پرورش خبردار نيستم اما به عنوان يك فرهنگي چندان حركت ملموسي را هم مشاهده نمي كنم.
   اينها فرزندان ما هستند ، فرزنداني كه فردا پدران و مادران آينده كشورمان خواهند شد، خواهشا مساله را جدي تر بگيريم.
 
 
 


بهمن

3

چرا تقلب؟  

    از مذموم ترين عادات و اخلاق كه اگر در جامعه اي رواج يابد ، چون موريانه اي بنيان هاي آن را به نابودي خواهد كشاند، رواج تقلب در تمامي سطوح آن مي باشد .

    متاسفانه سالهاست كه تقلب درامتحانات آموزش و پرروش ما نيز ساري وجاري  مي باشد. اينكه برخي دوست دارند در قالب هاي غير اخلاقي به مطامع خود برسند ، هيچ ارتباطي به دولت ها و حكومت ها نداشته وبه ضعف شخصيت خود آنان بر مي گردد.

    اكنون كه تقريبا درفصل امتحانات مدارس و دانشگاه ها هستيم ، اين نكته بيشترخود را نمايان ساخته است. دانش آموزاني كه با وقاحت تمام سر جلسه امتحان به تقلب مي پردازند، مراقبيني كه به راحتي از كنار اين مسئله عبور مي كنندو دبيراني كه گاه خود شريك جرم آنان مي شوند و ازهمه مهمتر مسئولين آموزش و پرورشي كه ساده از كنار اين مسائل مي گذرند.

    به هيچ وجه نه قصد تخريب يك جانبه گروهي را دارم و نه به نيت تطهير يك طرفه گروهي مي نويسم ، هدف از اين سطور بيشتر سلامت اخلاقي آموزش و پرورش  كشور به  عنوان مهمترين زيرساخت  فرهنگي نظام و حكومت مي باشد. شواهد بيشماري وجود دارد كه در ميان دانشجويان نيز اين پديده ناروا رواج يافته ولي هيچ كس چندان به آن جدي ننگريسته است.

                                بيائيم قدري اخلاقي تر با اين مسئله برخورد نموده و صادقانه به چرايي آن پاسخ گوئيم.

 
 


بهمن

1

انبار باروت  
    مي گويند در استان يزد ، اردكان و ميبد به دلايل امنيتي حاد ترين شهرستان ها هستند، صد البته حوادث اين روزها به خوبي اين مسئله را روشن كرده است. امشب كه براي كاري به ميبد رفته بودم  جمعي فرصت طلب ،  متاسفانه شاهراه اصلي را  بوسيله آتش زدن لاستيك و ... بسته بودند.
    ظاهرا اختلاف بر سرمحل تاسيس جايگاه  CNG دارد كم كم به جاهاي باريك مي كشد. قصد حقير بحث حقوقي مرز اردكان و ميبد و يا حق داري هر كدام از دوشهرستان نيست ، حرف حقير به عنوان يك شهروند اردكاني اين است كه چرا در اين لحظات بحراني امينتي ترين شهر استان بايد فاقد فرمانداربه عنوان رئيس شوراي تامين باشد.
    مگر يك غير بومي عرق اين آب و خاك را دارد كه مسئولين ما زير بار سرپرستي آن رفتند . كاش همه شجاعت برخي ازغايبان جلسه توديع و معارفه سرپرست فرمانداري را داشتند و يا آنقدر اتحاد داشتيم كه زير بار احكام زورمدارانه حضرات يزدي نرويم.
     اين روزها و شب ها جواناني تحريك مي شوند كه اگر خداي ناكرده اين غائله ها درست كنترل نشود ، كبريتي به انبار باروت انداخته شده است.
    اگر ميبدي ها از حقوق خود نمي گذرند ، اردكاني ها نيز نخواهند گذشت. اما اينكه چرا واقعا اين مسئله كوتاه نمي شود بزرگترين علامت سوال شهروندان فهيم هر دو شهر است.
 
 


دی

30

خدا حافظ نمايشگاه  
     در زندگي هيچ چيزي همانند تجربه نيست، هفته اي كه گذشت براي من كه يك عكاس آماتور هستم هفته اي سرشار از تجربه بود . واقعا جا دارد از همه كساني كه دراين مدت نگارخانه شفق را با حضورشان مزين كردند تشكر نمايم.
     بويژه : امام جمعه محترم ، نماينده محترم اردكان ، شهردار گرامي ، مدير محترم آموزش و پرورش و عزيزان ديگري  كه وقت گرانبهايشان را به ديدن عكس هاي پاييز اردكان اختصاص دادند.
     دانش آموزان دوست داشتني ام ، (اعم از قديمي و جديد) ، روابط عمومي مديريت آموزش و پرورش اردكان ، مركز تحقيقات فرهنگيان ، همكاران ارجمند ، بويژه مديران محترم دبيرستان هاي : خادم زاده ، امام حسن مجتبي (ع) ، رحمتي ، قاسمي و هنرستان گرافيك شفق.دوستان خوبم در اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي بويژه سركار خانم حائري و دوست گرانقدرم آقاي زمانيان ، دوست بزرگوارم جناب آقاي سيد حسين پايدار كه با اطلاع رساني خودش ما را شرمنده كردند ، عكاسان و خبرنگاران شهرمآقايان كلاهدوزان و دهستاني  ، دوست عزيزم آقاي اسديان كه در دفتر نماينده زحمت پخش تيزر تلويزيون شهري را كشيدند ، عزيزان روابط عمومي شهرداري و مخصوصا رياست محترم اداره تعاون جناب آقاي نوريان، بچه هاي خونگرم دفتر فني طيف كه اين چند شب زحمت هاي مرا تحمل كردندو خلاصه از همه آناني كه شايد نامشان از قلم افتاده باشد، و خدا را شاكرم كه هركس آمد ، پشيمان نرفت.
 
اينهم خداحافظي شب آخر من
 
 
 


دی

29

درود بر مخابرات  

اگر در اردكان هوس استفاده از اينترنت را كرده باشيد، مطمئن باشيد حضرت ايوب نبي (ع) در برابرصبرشما كم مي آورد.

   البته مشكل سرعت لاك پشتي اينترنت در تمام ايران وجود دارد و خدا را شكر از اين لحاظ جزء كشورهاي برتر دنياي فن آوري و ديجيتال هستيم. اما در اردكان حكايت ديگري حاكم است.

   مخابراتي كه از مشتركين اينترنت هوشمندش به صورت ماهيانه و براساس قبوض صادره حق اشتراك مي گيرد و چهار ماهه به شركتي نظير فراپيوند بازمي گرداند ( البته 40% ) اما هيچ گونه تعهدي در برابر قطعي و يا وصلي اينترنت ندارد.

   از شركتي كه حوصله ريست كردن دستگاه هاي هنگ كرده خود در مخابرات را نداردو  با پيشگامان كوير شبيه همين رفتار را انجام مي دهد چگونه مي توان انتظار داشت از مشتركين خود عذر خواهي كند.

    ظاهرا مخابرات فراموش كرده است كه اگر كاربري وجود نداشته باشد، از حقوق ، مزايا و پاداش هاي ميلوني هم خبري نيست.

 
 


دی

26

فرداي امتحانات  
   نيمي از سال تحصيلي هم تمام شد و فصل امتحانات كم كم رخت خد را از مدارس برمي بندد، اما در اين ميان بررسي كيفيت آموزشي در مدارس آنچنان كه بايد و شايد جدي گرفته نمي شود.
   مديران مدارس ما اين روزها بيشتر به جاي تحليل و بررسي درگير بوروكراسي اداري شده اند كه فرصت تحليل را از آنها گرفته است .
   فرصت هايي كه اگر به خوبي به آن نگريسته نشود به تهديد تبديل مي شود . در برخي از مدارس اردكان آمار قبولي و مردودي به مرزهاي خطر نزديك شده است ، در پايه اول متوسطه افت وحشتناك است و سياست هاي دولت نظير واگذاري امر تعليم و تربيت به نيروهاي شركتي شايد مزيد برعلت شده باشد.
   به هرحال از مسئولين محترم استدعا مي شود صادقانه نتايج امتحانات نوبت  اول را بررسي كرده و بدون تعارف( كه متاسفانه آفت آموزش و پرورش شهرمان شده است) از هركس كوتاهي كرده است بازخواست نمايند. هميشه اردكان در استان به كيفيت آموزشي زبانزد بوده است و به ياري خدا خواهد بود.
 
 
 
 


دفتر اشعار بايگاني ايميل من روز نوشت زندگي نامه گالري مقالات پيوندها